تبليغاتX
باغ همسفران

+ نوشته شده توسط سیامک حبیبی و پگاه siamak habibi & pegah در پنجشنبه 5 آذر1388 و ساعت 6:40 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط سیامک حبیبی و پگاه siamak habibi & pegah در پنجشنبه 5 آذر1388 و ساعت 6:25 بعد از ظهر |
جشن های ایران باستان سیامک حبیبی

جشن های ایران باستان       

 درفرگرد نخست وندیداد درباب زیبایی و بی همتایی ایران زمین اهورامزدا چنین می گوید:من هرسرزمینی را چنان آفریدم که هرچند رامش بخش نباشد به چشم مردمانش خوش آید.اگرمن هرسرزمینی را چنان نیافریده بودم همه ی مردمان به ایران ویج ( ایران ) روی می آوردند.

 

 

فردوسی درشاهنامه چنین می گوید:

هوا خوش گوار زمین پرنگار            نه سرد و نه گرم و همیشه بهار

نوازنده بلبل به باغ انـــدرون             گرازنده آهـــو بــراغ انـــدرون

گلابست گویی بجویـش روان            همی شـــاد گردد ز بویش روان   

دی و بهمن و آذرو فروردین             همیشه پر از لالـه بینــی زمیــن

سراسر همه کشـــور آراسته             ز دینــارو دیبـــــا واز خواستــه

بتـــان پرستنــده با تـــاج زر            همه نامداران زریــــن کمـــــــر

کسی کاندرون بوم آباد نیست            بکام ازدل و جان خودشاد نیست

با گذر انسان از عصر شکار به عصر کشاورزی محاسبه دقیق رویدادهای طبیعی مانند زمان یخ بندان و موسوم شکوفه ها و گرم شدن هوای محیط  برای جوامع دهقانی از اهمیت ویژه ای برخوردار شد نیاز به دانستن زمان کاشت برداشت و ذخیره آذوقه تقویم دهقانی و فصل بندی را بوجود آورد.

براساس کتاب وندیداد سال به دو بخش تقسیم می شده است تابستان بزرگ که از روز اول فروردین ماه تا 30 مهرماه به مدت 7ماه بوده است و زمستان بزرگ که از اول آبان ماه تا آخرین روز اسفند به مدت 5 ماه بوده است .

در ویسپرد آمده که به موجب نیازهای یک جامعه کشاورز سال به 6بخش یا شش فصل ( گاهنبار) تقسیم شده است گاهنبارنخست با صفت شیردهنده که منظور شیره گرفتن و ساقه یافتن گیاهان است و مصادف با 15 اردیبهشت ماه است .گهنباردوم هنگامی است که گیاهان درو شده وبرابر15تیرماه است گاهنبارسوم هنگام خرمن بدست آمده 30شهریورماه گاهنبارچهارم هنگام جفت گیری گله 30مهرماه است دراین چهارگاهنبار(چهارفصل ) کارهای کشاورزی و دامداری به اتمام می رسد .

گاهنبارپنجم سرآغاز فصل سرماو 20دی ماه و گاهنبار ششم آخرین روز سال هنگام آسایش و ستایش و شکرگزاری به درگاه اهورامزدا.

برطبق روایاتی که آمده برقراری گهنباررا به جمشید منسوب می کند .هر چند بیشتر جنبه داستانی دارد اما اشاراتی درباره چگونگی تهیه خوراک جهت گهنبارها و هنگام آن آمده که: جمشید را رسم بود که هر بیگانه وغریبی که از راه می رسید در مطبخ وی پذیرایی شان می کردند چندانکه سیر و شادمان شود روزی دیوی خود را به شمایل تازه واردی در آورده و به خوانگاه جمشید رفت هرچند به وی خوراندند سیر نشد و گفت درمطبخ چنین شاهی آن قدر خوراک نیست که مرا سیر کند  داستان را به جمشید بردند. جمشید چندین بار دستورهایی داد اما دیو باز اظهار گرسنگی کرد فرمان داد رمه ای از گاو و گوسپند کشتند و برایش خوراک کردند اما کفایت نکرد جمشید به درگاه دادار اورمزد نیایش کرد و چاره خواست . بهمن امشاسپند ( فرشته ) به وی چنین ظاهر ساخت که دستور دهد گاوی بکشند و در میان سرکه کهنه بپزند و سیر و سداب درش کنند و به نام ایزد پاره ای در سفره نزدش نهند پس دیو چون لقمه ای خورد از آنجا بگریخت و نیست شد پس از آن روز گهنباربنهادند و هر گاه قحطی و تنگی پیش می آمد هم چنان گاوی کشته و با سرکه و سیر و سداب آمیخته می پختند و همگان آن می خوردند تا تنگی و قحطی از بین می رفت .

فردوسی نیز در شاهنامه بسیاری ازکارهای بزرگ از جمله ساخت آلات جنگی جامه و لباس و ساخت خشت و گرمابه وپزشکی وداروسازی و جشن نوروز را به او نسبت می دهد

 بزرگـــان به شــادی بیاراستند           می و جام و رامشگران خواستند

چنین جشن فرخ از آن روزگار          به ما ماند از آن خسروان یادگار

 شش گهنبار را به ترتیب شش مرحله آفرینش جهان از سوی اهورامزدا نیز می دانند که در بندهشن آمده است : آفرینش جهان از من اهورامزدا در سه سد و شست و پنج روز که شش گهنبار سال باشد انجام شد .از همین روی براساس سنت این شش گهنبار با مراسم دینی و تشریفات با جشن و شادی برگزارمی شود و در این روز مردم براساس توانایی مادی شان داد و دهش (انفاق )می کنند . این جشن ها هنوزدر برخی مناطق ایران با شرایط ویژه ای و به بهترین شیوه ای برگزارمی شود . 

اما در بُندَهِشن به چهارفصل اشاره می شود که امروزه نیز برهمین اساس فصول تقسیم بندی می شوند. بهارشامل ماه های فروردین , اردیبهشت , خرداد که دربندهشن نام این فصل وهار است .تیر, امرداد , شهریورتابستان که هامین نامیده می شده مهر, آبان , آذردرپهلوی پاتیژدرپازند پادیزو پارسی جدید پائیزنامیده می شده و فصل زمستان شامل ماه های دی بهمن اسفند بوده است . 

در گاه شماری هخامنشی ماه های 12 گانه نیزبا نام هایی که مرتبط با زمان کاشت برداشت و کوچ و .... بودند نام گذاری شد.

نام ماه های هخامنشی

1

ادوکن ئیش : هنگام کندن جوی   فروردین ماه

7

بایگاه دئیس : ماه پرستش خدا    مهرماه

2

ثور واهر  :  بهارپرغرور        اردیبهشت ماه

8

ورگزن      :                         آبان ماه

3

تائی گرچی: سیر چیدن            خرداد ماه

9

اثری  یادی :  ماه پرستش آتش   آذرماه

4

گرم پد      : پای گرم               تیرماه

10

آنامک       :  ماه خدای بی نام    دی ماه

5

درن باجی : جاودانگی             امرداد ماه

11

سامیا        :                           بهمن ماه

6

کاریاشیا   :                           شهریورماه

12

ویخن        :                           اسفند ماه

در اواخرحکومت هخامنشی ها نام ماه های سال بر اساس نام اهورامزدا و فرشتگان و امشاسپندان (جاویدانان بی مرگ = فرشتگان بی مرگ)همراه او نامگذاری شد.

نام ماه های پارسی  

1

فروردین   : فروهرها        »   ارواح انسان ها

7

مهر  : میترا             » پیمان و دوستی

2

اردیبهشت : ارته وهیشته    »   بهترین راستی

8

آبان  : آناهیتا           » پاک و بی آلایش هنگام آب

3

خرداد      : هورتات         »   تندرستی و رسائی

9

آذر   : آتر               » آتش

4

تیرماه      : تیشتر            »   ستاره و ایزدباران

10

دی   : دئنا               » دین وجدان

5

امرداد      : امرتات          »  بی مرگی و جاودانگی

11

بهمن : وهومنه          » اندیشه نیک

6

شهریور: خشتره وئیره »شهریاری نیرومندبهترین حکومت

12

اسفند : سپندارمذ        » بردباری وفروتنی

 درشاهنامه رستم زمانی که به دیدارشاه کی خسرو می رود و در ثنای او اسامی شش فرشته بزرگ راجهت پاسبانی ازشاه کیخسروبر زبان جاری می کند و طلب شادی و پیروزی و جاودانگی می کند.

چو هرمز بادت بدین پایگاه         چو بهمن نگهبان فرخ کلاه

همه سالـه اردیبهشت هژیر         نگهبان توبا هش ورای پیر

چو شهریورت باد پیروزگر        به نام بزرگی و فــر و هنر

سفند ارمذ پاسبــــان تو باد          خردجان روشن روان توباد

چوخردادت ازیاوران بردهاد      زمرداد باش ازبر و بوم شاد

دی و ارمـزدت خجسته بواد        در هر بــدی بر توبسته بواد

  در گاه شماری پارسی با توجه به این که هر ماه 30 روز دارد از همین روی هرروز دارای 30 نام مشخص و ویژه می باشد که از نام امشاسپندان و ایزدان گرفته شده است اسامی این امشاسپندان که عبارتند از شش فرشته یا ایزد برجسته  بهمن , اردیبهشت , شهریور, سپندارمذ, خرداد , امرداد.

ایزدان عبارتند از عناصر سود رسان و گرامی که در هیات فرشتگان نمایان می شوند چون ایزد آب , آتش , هوا , زمین , آسمان , ماه و .........

نام روزها براساس گاه شماری پارسی

1

اورمزد:هستی بخش دانا

11

خورشید : خیر , آفتاب

21

رام : رامش شادمانی

2

بهمن : اندیشه نیک

12

ماه : ماه

22

باد

3

اردیبهشت : بهترین راستی

13

تیر: ستاره تیر ستاره باران

23

دی بدین : آفریدگار

4

شهریور: شهریاری نیرومند

14

گوش : جهان هستی و زندگی

24

دین : وجدان بینش درونی

5

اسپندارمذ: فروتنی

15

دی بمهر: آفریدگار

25

ارد

6

خرداد : تندرستی و رسائی

16

مهر: دوستی پیمان

26

اشتاد: راستی

7

امرداد: بی مرگی

17

سروش : فرمانبرداری

27

آسمان

8

دی بآذر: آفریدگار

18

رشن : دادگری

28

زامیاد: زمین

9

آذر: آتش فروغ

19

فروردین : پیشرو

29

مهراسپند

10

آبان : آب – هنگام آب

20

بهرام : پیروزی

30

انیران: فروغ وروشنی بی پایان

  منابع : گاه شماری و جشن های ایران باستان : نوشته هاشم رضی

         روایات داراب هرمزدیار

         گاه شماری راستی 

         شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی

         اوستا »»»»»   وندیداد   جلیل دوستخواه  

 جشن های ایران باستان        جشن های ایران باستان          جشن های ایران باستان

 

 

+ نوشته شده توسط سیامک حبیبی و پگاه siamak habibi & pegah در پنجشنبه 28 آبان1388 و ساعت 9:26 بعد از ظهر |

جشن های ایران باستان                 جشن های ایران باستان           جشن های ایران باستان

به نام خداوند جان و خرد              کزین برتر اندیشه بر نگذرد

 جشن های ایران باستان سیامک حبیبی

فرهنگ نقش بارز و روشنی درجهان امروزدارد به گونه ای که با توجه به تعاملاتی که درعرصه جهانی بوجود آمده  شناخت فرهنگ قومی و ملی باعث می شود که درعصر اطلاعات ما نیزازتمدن کهن خود دفاع کنیم و نیز آن را به جهان عرضه کنیم با این ایده برآن شدیم که از جشن های ایرانی که عمر برخی از آنها برابر با عمر فرهنگ و عمر این ملت است بپردازیم . پاره ای ازجشن های ایران چون نوروز و مهرگان و گاهنبارها که ریشه طبیعی دارند از یادو تاریخ و رسوم و آداب ایران جدا نیست . در طول تاریخ اقوام گوناگونی با این مرز بوم هجوم آورده و تاخته وخواسته اند زبان و آداب و رسوم این ملت را براندازند و در زیر خاک مدفون کنند اما به گواه تاریخ خود در زیر خاک بی نام و نشان یا ملعون و منفور از میان رفته اند و پس از گذشت هزاران سال هنوز مردم به همان زبان نیاکان خود سخن می گویند و می نویسند و همان آداب و رسوم را دارند و همین ویژه گی های فرهنگی باعث ماندگاری این مرز و بوم گردید ازاین رو برآن شدیم با معرفی این جشن ها خدمتی درحد توان خود برای این مرز پر گهربه عمل آوریم .

در این مبحث نخست به معرفی گاه شماری ( تقویم ) ایرانی می پردازیم و وسپس به معرفی نام ماه ها و روزها و جشن ها خواهیم پرداخت امید است که مورد قبول دوست داران این فرهنگ کهن قرارگیرد.

دروندیداد ازجمله کتاب های باستانی درباره سال و فصل چنین آمده است  : بهترین کشوری که من اهورا مزدا آفریدم ایرانویج (سرزمین آریاها) (ایران) می باشد که دارای هوایی خوب و با صفا بود اما اهریمن مرگ آفرین , برضد آن مارهای بزرگ و سرمای طاقت فرسا پدید آورد درآن جا ده ماه سرما و زمستان و دو ماه تابستان است درآن ده ماه آب سرد است زمین سرد است برای گیاه و رویش , سرما دشواری های فراوان پدید می اورد .

بنا به پژوهش چارلز دوهارله شاید این نخستین آگاهی درباره سال و تقسیم فصلی باشد وبه دورانی مربوط   می شودکه هند واروپایی ها درسرزمین اصلی شان پیش از مهاجرت زندگی می کردند .

گاه شماری در دوران گذشته باستان رواج داشته چنانکه مطابق روایات تاریخی اولین اصلاح تاریخی را به زرتشت نسبت داده اند حکیم عمرخیام بنا بر پایه همان گاه شماری قدیم ایران گاه شماری جلالی کنونی را بوجود آورد درنوروزنامه چگونگی و پیدایش گاه شماری را به کیومرث نسبت می دهد و می گوید کیومرث سال را به دوازده بخش کرد و ابتدای تاریخ پدید آمد

دکتر بهرام فره وشی در کتاب جهان فروری می گوید : انسان ایرانی کیومرث است کیومرث نخستین انسانی است که از عالم مینو بر زمین فرستاده شد نام او در اوستا گیومرتن است یعنی جاندار میرا .

در شاهنامه فردوسی در باب نخستین انسان آمده است

پــژوهنـــده نامــــه باستـــــان              که از پهلوانــان زنــــد داستان

چنین گفت کآیین تخت و کلاه              کیومرث آورد و او بود پادشاه

 

دردوران هخامنشی بدستور داریوش براساس تقویم بابلی گاه شماری پارسی یا فرس قدیم پایه گذاری شد . بابلی ها گاهشماری ر ابرابر 365 روز و 6ساعت و 15 دقیقه محاسبه کرده بودند بر همین اساس ماهها دوازده گانه هخامنشی  ماه آن سی روز بوده را شاخص قراردادند  پنج روز باقی مانده بصورت پنجه مسترقه یا پنجه دزدیده (پنجی یا اندرگاه ) که همان جشن های گاهنبار باستانی است به 360روز اضافه  کردند و 6ساعت و 15 دقیقه را با گذشت هر سه سال در سال چهارم یک روز را به پنجه اضافه می نمودند .

ابوریحان بیرونی می گوید : پارسیان سال را 360 روز می گرفتند و هر ماه را سی روز بدون کم و کسر ودر سر هر شش سال یک ماه را کبیسه می کردند و آن سال را سال کبیسه می نامیدند  و در هر 120سال دو ماه کبیسه می کردند(یکی به سبب آن پنج روزودومی به سبب 6 ساعت و 15دقیقه ) و چنین سال را بزرگ و فرخنده می نامیدند و در این سال به عبادات و مصالح ملک می پرداختند پس درچنین سالی مال های زیاد انفاق می کردند . بدین گونه بعد از هر 120 سال یک ماه اضافی به سال اضافه می گشت و سال را 13 ماهه به شمارمی آوردند.

مقر در کتاب تقدیر می گوید : که هزار هزار انفاق می کردند و آن روز را بزرگترین اعیاد می گرفتند و نام آن عید را کبیسه ( وهیجک , وهیگک بهیزک , مبارک ) می نهادند .در چنین سال پادشاه از مردم خراج و مالیات نمی گرفت .

جشن های ایران باستان                  جشن های ایران باستان                 جشن های ایران باستان

 

+ نوشته شده توسط سیامک حبیبی و پگاه siamak habibi & pegah در یکشنبه 24 آبان1388 و ساعت 6:28 بعد از ظهر |

داستان نه نه ی آقام

در روزگارانی نه چندان دور که هنوز بوی نان خوش بود و هنوز خبری از ترافیک توی خیابان های پردست انداز نبود نه نه ی آقام  در خانه ی ما زندگی می کرد توی اتاق اش صندوقچه ای بود پر از خاطرات جالب که هنوز بوی تازه گی می داد توی صنوقچه اش جدای ازخاطرات چیزهای دیگری هم بود صندوقچه اش مثل یک عطاری بود بعضی روزها در صندوقچه اش را باز می کرد وکاسه ای بدست مقداری حنا بر می داشت و موهاش رو رنگ می کرد و خلاصه کلی به خودش می رسید

یک روز هوس کردم یک کم سربه سرش بگذارم . ازش پرسیدم نه نه جان چند سالته ؟

یه نگاه معنادار به من انداخت و لبخندی زد و گفت : نه نه جان چه کار داری با من پیر زنمی خوای بدونی  چند سالمه ؟ نکنه خواستگار دارم ؟ راستش رو بگو تو رو خدا ؟

گفتم نه نه جون بالاخره می خوام بدونم چند سالته ؟

نه نه جون آقام گفت : نه نه جون اگه خبری از خواستگاری نیست جوابی هم در کار نیست ؟

گفتم نه نه جان فقط یه سوال ساده بود معما که طرح نکردم ؟

گفت : نه نه جون سن و سال که زیاد مهم نیست چشم که بر هم می ذاری سال همین طوری میاد و میگذره اما اگه از دلم بپرسی دلم هنوز خیلی جونه نه نه !

منو که بگی شبیه به کسی برق گرفته باشه خشکم زد فهمیدم که نه بابا کار ما نیست خرمن کوفتن .

سالها از آن ماجرا گذشت و من بر حسب شوخی داستان را برای یکی از آشنایان تعریف می کردم که ناگهان رعد و برقی ذهنم را روشن کرد .

با خودم گفتم : واقعاً چه چیزی هست که هیچ وقت پیر نمی شود و گذرایام و باد و باران  بر آن هیچ اثری ندارد و همیشه تازه و جوان باقی می ماند بله تازه داشتم می فهمیدم عنصر واقعی ، روح لطیف ما همان مرکز اصلی و جاودان وجود ماست که همیشه قدیمی و تازه است 0

قدیمی از آن جهت که قبل از جسم ما بوده و تازه که هروقت که به آن توجهی داریم متوجه می شویم که روح ما نونهال است و باید چیزهای زیادی یاد بگیرد
+ نوشته شده توسط سیامک حبیبی و پگاه siamak habibi & pegah در شنبه 16 آبان1388 و ساعت 2:50 بعد از ظهر |
 

به بهانه پاییز

تن من مثل یک وسوسه خوب هوس رفتن دارد

مثل برگی معلق در هوا

مثل پری عشق پرواز دارد

وسوسه یک هیچ بزرگ

 

 

+ نوشته شده توسط سیامک حبیبی و پگاه siamak habibi & pegah در جمعه 15 آبان1388 و ساعت 9:12 قبل از ظهر |
داستان های عرفانی                   داستان های عرفانی                           داستان های عرفانی

پسر بچه ای وارد یک بستنی فروشی شد پشت میزی نشست.
پیشخدمت یک لیوان آب برایش آورد.پسر بچه پرسید یک بستنی میوه ای چند است؟
پیشخدمت پاسخ داد 50 سنت پسر بچه دستش را در جیبش کرد وشروع به شمردن کرد بعد پرسید یک بستنی ساده چند است؟
در همین حال تعدادی از مشتریان در انتظار میز خالی بودند.
پیشخدمت با عصبانیت پاسخ داد 35 سنت پسر دوباره سکه هایش را شمرد وگفت لطف کنید یک بستنی ساده پیشخدمت بستنی را آورد و به دنبال کار خود رفت.
وقتی پیشخدمت بازگشت از آنچه دید حیرت کرد.آنجا در کنار ظرف خالی بستنی ۷سکه 5 سنتی و 5 سکه یک سنتی گذاشته شده بود برای انعام پیشخدمت.

داستان های عرفانی                  داستان های عرفانی                         داستان های عرفانی 

+ نوشته شده توسط سیامک حبیبی و پگاه siamak habibi & pegah در چهارشنبه 22 مهر1388 و ساعت 7:14 قبل از ظهر |
داستان های عرفانی                            داستان های عرفانی                  داستان های عرفانی

راز زندگي

در افسانه‏ها آمده، روزي که خداوند جهان را آفريد، فرشتگان مقرب را به بارگاه خود فراخواند و از آنها خواست تا براي پنهان کردن راز زندگي پيشنهاد بدهند.
يکي از فرشتگان به پروردگار گفت: خداوندا، آنرا در زير زمين مدفون کن.
فرشته ديگري گفت: آنرا در زير درياها قرار بده. و سومي گفت: راز زندگي را در کوه‏ها قرار بده.
ولي خداوند فرمود: اگر من بخواهم به گفته‏هاي شما عمل کنم، فقط تعداد کمي از بندگانم قادر خواهند بود آنرا بيابند، در حالي که من ميخواهم راز زندگي در دسترس همه بندگانم باشد. در اين هنگام يکي از فرشتگان گفت: فهميدم کجا، اي خداي مهربان، راز زندگي را در قلب بندگانت قرار بده، زيرا هيچکس به اين فکر نمي‏افتد که براي پيدا کردن آن بايد به قلب و درون خودش نگاه کند.
و خداوند اين فکر را پسنديد

داستان های عرفانی                    داستان های عرفانی                         داستان های عرفانی

+ نوشته شده توسط سیامک حبیبی و پگاه siamak habibi & pegah در شنبه 4 مهر1388 و ساعت 6:0 بعد از ظهر |
مولانا و شمس تبریزی                                     مولانا و شمس تبریزی

هفت نصیحت از مولانا :
١_ گشاده دست باش , جاری باش , کمک کن (مثل رود)
٢_ با شفقت و مهربان باش (مثل خورشید)
٣_ اگر کسی اشتباه کرد آن را بپوشان (مثل شب)
۴_ وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ)
۵_ متواضع باش و کبر نداشته باش (مثل خاک)
۶_ بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا)
٧_ اگر می خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آینه)

+ نوشته شده توسط سیامک حبیبی و پگاه siamak habibi & pegah در جمعه 3 مهر1388 و ساعت 11:58 قبل از ظهر |
 

سختي ها به ما مي آموزند كه زندگي را بيشتر قدر بدانيم .

گاه پيش از آن كه قدر زندگي اطراف را بشناسيم احساس ترس و تنهايي كرده ایم .

همان گونه كه رشد مي كنيم زندگي دگرگون مي شود و اين حقيقتي است پذیرفتني .

آموختن بيشتر ـ رشد بيشتر را به همراه مي آورد .


گذران دوران سخت از تو همان مي سازد كه هستي.
( تريسي سينكلر واير )

+ نوشته شده توسط سیامک حبیبی و پگاه siamak habibi & pegah در چهارشنبه 1 مهر1388 و ساعت 9:17 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM